الشيخ محمد جواد الخراساني

19

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)

از تشنه‌گان ماريه بر گوش ميرسد * داد عطش بزمزمه‌هاى حنين ، هنوز از حنجر حسين به گوش مواليان * آيد صداى غربت هل من معين هنوز آن ناله‌هاى شه بسر نعش اكبرش * آيد ز سوز سينّ سلطان دين هنوز آه از جگر كشيد چو عبّاس شده شهيد * آن آه بشنود دل اندوهگين هنوز بر حلق شيرخواره صداى خدنگ تير * افكنده در فضاى دل و جان طنين هنوز فرياد زينب از سر تلّ ميرسد به گوش * و آن ناله‌هاش بر سر نعش حسين هنوز آن ضجّهء سكينه كه بر روى نعش باب * آيد به گوش جان بنواى حزين هنوز افغان دلخراش يتميان بىپدر * بر گوش ميرسد ز يسار و يمين هنوز از استخوان سينه و پشت شه شهيد * آيد صداى سمّ ستوران كين هنوز آيد صداى خواندن قرآن ز نوك نى * از آن لبان خشك شه بىمعين هنوز ( رباعىّ ) از خاك كربلا بوزد بوى خون هنوز * غم خيزد از فضا و هواشى فزون هنوز آن صحنهء غريبى و بىيارى حسين * آيد بجلوه در نظر مؤمنون هنوز اظهار اشتياق بكربلا و تحسّر از فراق آن خوش به حال آنكه اندر كربلا مسكن نمايد * ديدهء دل را بنور معرفت روشن نمايد خوش به حال آنكه در هر صبح و شام از صدق ايمان * خويشتن را وارد اندر وادى ايمن نمايد خوش به حال آنكه چون ابليس بر او حمله آرد * با توسّل بر حريمش دفع اهريمن نمايد خوش به حال آنكه در هر دم كه خواهد بىتكلّف * با نگاهى بر ضريحش ديده را روشن نمايد خوش به حال آنكه چون اندوه غم به روى كند رو * رو بفردوس حسين آرد دلش گلشن نمايد خوش به حال آنكه از دشمن اگر خواهد گريزد * در پناه او در آيد خويش را ايمن نمايد خوش به حال آنكه چون شوق عبادت يافت در سر * با طواف مرقدش تسكين جان و تن نمايد